
۴ تکنیک ساده و اساسی برای تقویت اعتماد به نفس
اعتماد به نفس یکی از پایههای ملموس رابطه ما با دنیاست. این ویژگی به ما اجازه میدهد تا با آسایش در محیط اجتماعی خود قرار بگیریم و مبنای توانایی اثبات خود در کنار دیگران باشد.
با این حال، اغلب درگیر زندگی روزمره میشویم که اعتماد به نفس ما دچار آسیب شود و عملکردها و کنشهای ما در عرصه اجتماعی را به شدت بیارامی بخشد.
خوشبختانه راهحلهای اثباتشدهای برای بازیابی و تقویت اعتماد به نفس وجود دارد که میتوان آن را احیا و استوار کرد. قدم اول این است که بدانید در چه وضعیتی قرار دارید و واقعا بخواهید اعتماد به نفس خود را ارتقا دهید.
شما خودتان را چگونه ارزیابی میکنید؛ تصور شما این است که اعتماد به نفس بالایی دارید یا اینکه اعتماد به نفس شما چندان قابل تعریف نیست؟
در اینجا کوشیدهایم معیاری در اختیار بگذاریم تا میزان اعتماد به نفس خود را بسنجید و راهکارهایی برای تقویت آن برای افرادی که در این حوزه نیاز به پشتیبانی دارند ارائه دهیم؛ با ما همراه باشید.
اعتماد به نفس چیست؟
اعتماد به نفس باوری قوی و صادقانه به داشتن منابع درونی برای دستیابی به چیزی یا رویارویی با موقعیتی است. باور داشتن به خود، به ویژگیها و تواناییهای خود.
به همین دلیل کسب اعتماد به خود تا حد زیادی به عزت نفس، عشق به خود و شناخت درست از خود بستگی دارد. باید یاد بگیریم به خودمان احترام بگذاریم؛ خودمان، تواناییها و استعدادهای مان را باور داشته باشیم، باوری مثبت که مرز باریکی با خودشیفتگی دارد. اگر این مولفهها روزانه تکرار شوند و عمل کنند، کمکم پایه محکمی تشکیل میدهند که بنیانهای اعتماد به نفس را میسازند.
مزایای داشتن اعتماد به خود در یک نگاه
در واقع، داشتن اعتماد به نفس در باور عمیق به توانایی شما برای دستیابی به چیزی است که شما را در مسیر زندگی به جلو حرکت میدهد. به لطف اعتماد به نفسی که دارید، راحتتر نسبت به فردی که اعتماد به نفس محدودی دارد، میتوانید دست به کار شوید. اعتماد به نفس در همه عرصههای زندگی پشتیبانیکننده است عاطفی، اجتماعی، خانوادگی و قطعا شغلی و حرفهای.
امکان تصمیمگیری در افرادی که اعتماد به نفس خوبی دارند، راحتتر است. این دسته طبیعتا استراتژیهایی را در نظر میگیرند که امکان تحقق پروژههایشان را فراهم میکند و در نهایت گمان پیروزیشان بالا میرود.
اعتماد به نفس، عزت نفس و دوست داشتن خود
تفکیک بین اعتماد به نفس، عزت نفس و عشق به خود همیشه آسان نیست. عزت نسی روشی است که ما خود را ارزیابی میکنیم، به طور اختصاصی از اعتماد به نفس و عشق به خود متولد شده است. عشق به خود توانایی دوست داشتن بیقید و شرط خود، پذیرفتن همه چیز در رابطه با خود، از جمله معایب خود است. اعتماد به خود به این معناست که قانع شوید که منابع لازم برای مقابله با موقعیت را در درون خود دارید.
چطور اعتماد به نفس داشته باشیم؟

نداشتن اعتماد به خود اجتنابناپذیر نیست. اعتماد به خود در طول زندگی و با از سرگذراندن آزمونهای گوناگون تقویت یا برعکس، تضعیف میشود. ممکن است حادثهای رخ دهد که اعتماد به نفس شما آسیب ببیند، یا چیزی در کودکی رخ داده باشد که اعتماد به نفس شما را از دست داده باشید؛ در هر صورت به تکنیکهای ارائه شده در زیر دقت کنید
به خودتان عشق بورزید؛ دوست داشتن کافی نیست، واقعا عاشق خودتان باشید.
با دیگران ارتباط برقرار کنید، ممکن است ابتدا سخت باشد، اما کمکم بهتر میشود و قدرت انتخاب آشکار میکنید.
مهربان باشید و با دیگرانی معاشرت داشته باشید که مهربان باشند.
از قضاوت خود و دیگران دست بردارید؛ در الزامترین موارد هم قضاوت را به تعویق بیندازید.
تکنیک شماره ۱ به خودتان عشق بورزید
برای تقویت اعتماد به نفس، عشق به خود الزامی است. داشتن آرامش شخصیت بیشتر به معنی ارتباط با خود دشوار است. افرادی که از نبود اعتماد به نفس رنج میکشند، بیشتر در نگهداشتن یک رابطه مسالمتآمیز با خودشان، به طور خلاصه، پرورش عزت نفس سالمشان مشکل دارند.
دوست داشتن خود به معنی خودشیفتگی نیست؛ اگر بیوقفه بکوشیم تصویری دروغین از خود و دستاوردهایمان به دیگران ارائه دهیم، نه تنها تنها میمانیم و حس بدی در دیگران نسبت به خودمان شکل میگیرد، که به مرور حس عدم امنیت و نارضایتی از خود را تقویت میکنیم.
به همین دلیل به تفاوت این دو مقوله دقت داشته باشید. دوست داشتن خود به این معناست که بهترین دوست برای خودتان باشید؛ برای خودتان خواهان بهترینها باشید که برای هر آن فردی که عاشقش هستید، میخواهید. بیقید و شرط از خودمان حمایت کنیم. از حق خودمان نگذریم.
عشق به خودتان باید عشقی از جنس عشق مادر و فرزند باشد، خیرخواه، بیکوتاهی همیشه در دسترس. به جستجوی این چنین احساسی به خود، عزت نفس قوی حاصل میشود، چرا که حرمت گذاشتن به خود و حس ارزشمند بودن در آن نهادینه شده است.
دوست داشتن بیقید و شرط خود را از همین اکنون تمرین کنید. نتیجهاش شگفتانگیز است. استقلال عاطفی اولین چیزی است که به دست میآورید، شما خودتان برای خودتان کافی هستید. این شمایید که در هر شرایطی حمایتکننده و پشتیبان خود هستید. دوست داشتن خود، آجر اول بنای اعتماد به نفس است، آن را درت و محک بگذارید.
تکنیک شماره ۲ روی برقراری ارتباط با دیگران کار کنید
بازیابی و تقویت اعتماد به خود نیازمند ارتباطات اجتماعی است. ما تنها نیستیم، بلکه در جمع خانواده، دوستان، همکاران و در افراد جامعهمان زندگی میکنیم.
هنگامی در جمع حاضر میشویم، با دیگرانی روبرو میشویم که ممکن است از هر جهت با ما متفاوت باشند، در احساسات و خواستههایشان، در نگاهی که به زندگی دارند، در اهدافی که برای خودشان تعریف کردهاند، چه بسا منافعی در تضاد با منافع ما داشته باشند، حتی ممکن است از ما خوششان نیاید، در این جمع خود را دوست داشتن، حمایتکننده خود بودن و نیز بر ارزشهای خود واقف بودن و حرمت گذاشتن تعیینکننده و قطعا دشوار است.
اکثر ما وقتی که مورد تحسین و محبت قرار میگیریم، تمایل به برقراری رابطه آشکار میکنیم. در همین جهت اعتماد به نفس بیشتری هم آشکار میکنیم. اما حالتهای اجتماعی بیثباتند، آنیاند و میتوانند از لحظهای به لحظه دیگر فرو بریزند؛ مدام مورد تایید و خوشایند بودن برای بودن در رابطه کافی نیست.
یکی از راههای کسب اعتماد به خود این است که با حس تعلق به دیگران ارتباط برقرار کنیم، نه اینکه خود را تافتهای جداگانه بدانیم، که بیشتر بر آن است دیگران را نمایندگی کند. ماندن در گروه، ارتباط گرفتن با دیگران در جمع دوستان و آشنایان بودن، با همکاران در محل کار معاشرت داشتن اعتماد به نفس را تقویت میکنند.
عملکردهای جمعی ما را وا میدارد تا با دیگران زندگی کنیم، همدردی کنیم، از پیروزیهایشان شاد شویم، و همین گامی بلند است در راستای ترقی عزت نفس. عزت نفس یعنی ما دیگر یکی، تنها و منزوی نیستیم، بلکه در میان دیگران هستیم، ما استقلال داریم، ایدههای خودمان را داریم، با این حال در میان یک جمع محبوبیم، حرفی برای زدن داریم و اثری مثبت در اطرافمان به جای میگذاریم.
تکنیک شماره ۳ مهربان باشید و با افرادی که مهربانند دوست و همراه شوید
بازیابی اعتماد به خود الزام داشتن عزیزانی دلسوز است. وقتی که در محاصره افرادی هستیم که برای ما ارزشی قائل نیستند، دشوار میتوان خود را باور داشت و حرکتی رو به جلو انجام داد.
تشخیص تأثیرات سمی یا مخرب افراد سمی در محیط کار آسان نیست. شاخص درست واقعا احساسات خود شماست. از افراد بدخواه و سمی حذر کنید؛ افرادی که میکوشند شما را به زیر بکشند، همانهایی که برایتان احترام و ارزشی قائل نیستند؛ آنها را بشناسید و از ارتباط با آنها پرهیز کنید.
بعضی اوقات مجبوریم بنا به شرایطی در میان افرادی باشیم که اصلا خیرخواه ما نیستند، و مدام با تهاجماتی از سوی آنان روبرو میشویم. اگر به ارزشهای خود باور داشته باشم، میتوان با تابآوری از این مرحله هم بگذریم.
اما اگر قدرت انتخاب داشته باشیم قطعا ماندن در کنار افرادی که بدخواه ما میباشند و مدام تحقیرمان میکنند، به صلاح نیست. تحقیر کردن زنگ هشداری برای پایان دادن به یک رابطه است.
اگر بدانید چطور آنها را شناسایی کنید و از خود در برابر آنها محافظت کنید، خواهید دید که با اقداماتی که توانستهاید برای تشکیل یک محیط حمایتی در اطراف خود انجام دهید، متحول شدهاید و اعتماد به نفستان تقویت شده است. این کار رها شدن از شر قضاوت و به دست آوردن اعتماد به نفس را آسانتر میکند.
تکنیک شماره ۴ از قضاوت کردن خود و دیگران دست بردارید
قضاوت دیگران یک مانع واقعی برای شماست. بهزیستی و بازیابی اعتماد به خود الزام توقف قضاوت است.
هنگامی فردی را قضاوت میکنیم، ناخودآگاه از نقاط ضعف آشکار و نهان خودمان دستمایهای برای قضاوت دیگران میبریم. شما از خودخواهیهای درونیتان دادهای به دست میآورید و بر پایه آن خودخواهی دیگران را قضاوت میکنید.
همین اصل باعث میشود شما با فرافکنی کردن و دامن زدن به نفرت یا خشمی که از دیگران دارید، مانعی بزرگ شوید در راه پرورش مدارا، خیرخواهی و پذیرفتن خودتان.
و همین موانع کمکم و زیرکانه پایههای اعتماد به نفس شما را میفرسایند و سست میکنند.
هوشیار باشید که اولین پیامد قضاوت فرد دیگر تخریب عزت نفس و در پی آن اعتماد به نفس خودتان است. برعکس قضاوت کردن، مهرورزیدن و مهربانی کردن است که باعث میشود دیگران را با همه پیچیدگیها و نقاط ضعفشان آنگونه که با لیاقت محبت و احترام میباشند، نگاه کنید.
این به علت این نیست که شما همه چیز فردی را پذیرفتهاید، نه بلکه این است که انسانیت مشترک خود را در نظر گرفتهاید. و به بیان دیگر این که شما کمالطلب و کمالگرا نیستید، میدانید که هم خود و فرد دیگر به نحوی خطاپذیرند اما میتوانید همیشه و در هر شرایطی برای ترقی کیفیت خود تلاش کنید. یادگیری این که خودتان را ناقص بپذیرید میتواند راهی برای شکلگیری اعتماد به نفس باشد.
هنگامی خود و فرد دیگر را با وجود خطاها و نقصها بپذیرید، در مرحلهای از شفا قدم میگذارید! و این مسیر شفا باعث میشود شما با ترسهای اساسی، ترسهای طرد اجتماعی، قضاوت دیگران و اینگونه رها شدن روبرو شوید.
همین تمرین به شما امکان میدهد همانطور که انتظار دارید دیگران شما را همانطور که هستید بپذیرند، شما نیز دیگران را همانطور که میباشند بپذیرید.