روشهای ترمیم رابطه پس از دعوا با همسر؛ سه کلید و پیششرطهای گفتگوی موثر
تعداد زیادی از زوجها بر اساس معمول پس از دعوا، از یک قدم مهم برای حل اختلافها غافل میمانند که همان گفتگو است.
این گفتگو نقشی فراتر از پشتیبانی به زوجها برای حل سطحی اختلافها دارد و در واقع مقصد از انجام آن، رسیدگی به تأثیر عاطفی است که درگیری از خود به جای گذاشته است.
حتی بعد از رد و بدل کردن معذرتخواهیها یا انجام توافقها، اکثر احساسات ماندگار از صدمه روحی، ناامیدی یا سردرگمی وجود دارد که یک دفعه و معجزهوار ناپدید نمیشوند و اگر به این احساسات دقت نشود، امکانپذیر است که مطمئنیت و صمیمیت عاطفی بین زوجها در طول زمان از بین برود.
زوجهایی که به طور منظم در این گفتگوهای عمیق پس از تعارض شرکت میکنند، بر اساس معمول انعطافپذیری عاطفی، ربط و فهمیدن بیشتری را تجربه میکنند. آنها با این کار نه تنها اختلافاتشان را حل و فصل میکنند بلکه به یکدیگر بابت بهبود حالت روحی و رشد متقابل پشتیبانی میکنند.
در اینجا سه مؤلفه کلیدی نقل میشود که باید در گفتگوهای پس از هر گفتوگو و اختلافی به آنها دقت کرد.
۱. بررسی صدمههای روحی تشکیل شده
هنگامی که دعوا همهجا میشود، زوجها اکثر زمان نمیگذارند تا در این باره که این دعوا چه احساسی در آنها تشکیل کرده، صحبت کنند. به این ترتیب احساساتی همانند سرشکستگی، هراس یا حس نادرست شدن، زیر موضوعات دیگر مدفون میشوند.
در مکالمه پس از دعوا، هر یک از زوجین باید در مورد این که این حادثه چطور از نظر احساسی او را تحت تأثیر قرار داده، صحبت کند. این به شریک زندگی شما اجازه میدهد تا دیدگاه شما را آشکارتر ببیند و حس همدلی داشته باشد.
یک مکالمه دوطرفه، به هر دو طرف پشتیبانی میکند که به جای سرزنش یکدیگر، بر ربط عاطفی متمرکز شوند.
تحقیقات نیز نشان داده که این کار به تنظیم ناخودآگاه احساسات پشتیبانی میکند.
۲. شناسایی نیازهای اساسی
بر اساس معمول مشاجرات تنها بر سر یک موضوع خاص روی نمیدهد بلکه گاه عدم دقت به نیازهای عمیقتر و برآوردهنشده، ریشه مهم اختلافات است.
این امکانپذیر است یکی از زوجها در جریان دعوا و مشاجره، حس رها شدن یا بیاهمیت بودن را آشکار کند؛ یا احتمالا نیاز حلنشدهای به محبت یا دقت بیشتر وجود داشته باشد.
تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۲۰ میلادی نشان داده که تجربیاتی که یک فرد از غفلت و سوءاستفاده عاطفی در دوران کودکی داشته، اکثر علتی ایجاد حس دوستداشتنی نبودن میشود که یکی از ریشههای وجود حس ناامنی و بیاعتمادی در روابط بزرگسالان است.
این عوامل سوءتفاهمه، فاصله عاطفی و درگیریهای مداوم را تشدید و تشکیل صمیمیت و برقراری ربط موثر برای شرکا را دشوار میکند.
در نتیجه، باید در گفتگوهای بین زوجها پس از وقوع دعوا، این نیازهای اساسی در اولویت قرار بگیرند.
در این باره بهتر است که برای مثال اول از خود بپرسید که در آن لحظه واقعا به چه چیزی نیاز داشتم؟ و سپس آن خواسته را به روش آرام و روشن با شریک زندگی خود در میان بگذارید. برای مثال بگویید آنچه که در آن گفتوگو به آن نیاز داشتم، این مطمئنیت خاطر بود که در یک تیم هستیم.
شریک زندگی خود را نیز تشویق کنید تا همین کار را انجام دهد و برای فهمیدن نیازهای عاطفی یکدیگر، با هم همکاری کنید و حمایت متقابل بیشتری در رابطه نشان دهید.
۳. راهحلهایی برای آینده
بخش اساسی هر گفتگویی پس از دعوا، باید به برنامهریزی برای مدیریت تعارضات آینده اختصاص یابد. زوجها باید از این زمان برای طراحی یک استراتژی و تحکیم توانمندیهای خود برای عبور از چالشها بهرهبرداری کنند.
برای مثال میتوان گفتگو را با این سوال به پایان رساند که دفعه بعد هر دو ما چه کاری را میتوانیم متفاوت انجام دهیم؟ یا چطور میتوانیم در چنین شرایطی، بهتر از یکدیگر حمایت کنیم؟
به این ترتیب، تمرکز شما از تعارض و اختلاف به راهحلهای سازنده و فعال تحول میکند.
پیششرطهایی برای موفقیت در گفتگو
با وجود اهمیت داشتن این چنین گفتگوهایی، زوجها اکثر به علت هراس از این که احتمالا این کار اوضاع را بدتر کند، از آن خودداری میکنند.
با این حال، نباید فراموش کرد که نادیده گرفتن این گفتگوها، علتی برای از بین رفتن رنجشی که از یکدیگر آشکار کردیم نمیشود و حتی امکانپذیر است علتی برای تکرار همان اختلافات و در نهایت دوری از یکدیگر شود.
این امر ضروری است که برای موثر بودن هر گفتگویی، هر دو طرف حس امنیت، باز بودن و داشتن حالت غیرتدافعی داشته باشند. در اینجا چند استراتژی موثر برای موفقیت در این عرصه معرفی میشود.
۱- زمان گفتگو؛ در انتخاب زمان لازم برای انجام این چنین گفتگوهایی دقت لازم را داشته باشید. برای مثال نباید بلافاصله بعد از یک مشاجره تصمیم به ورود به یک گفتگوی پس از دعوا گرفت. صبر کنید تا هر دو شما آرام و آماده شوید تا بدون خشم یا ناامیدی، در مورد مسائل گفتوگو کنید.
۲- برای گفتگویتان اهداف روشنی تعیین کنید. روشن کنید که مقصد از این گفتگو، التیام عاطفی هر دو شما و فهمیدن متقابل شماست نه سرزنش کردن. این امر باعث میشود تمرکز روی رشد و همدلی نگه داشته شود.
۳- گوش دادن فعال را تمرین کنید. به نوبت و بدون قطع کردن سخنان فرد روبرو صحبت کنید.
قبل از جواب دادن، به آنچه فرد روبرو میگوید گوش دهید؛ تا مطمئن شوید که قبل از هر پاسخی، سخنش را به خوبی فهمیدهاید. برای مثال بگویید منظورت این است که حس میکنی از تو سپاسگزاران نشدهای؛ آیا درست فهمیدهام؟
۴- احساسات خود را کنترل کنید. اگر حس کردید که مجدد دچار شوق شدید، یک قدم به عقب بردارید و هدفتان را از این گفتگو به خود یادآوری کنید تحکیم ربط و التیام، نه باز کردن زخمهای قدیمی.
۵- صبور باشید. امکانپذیر است همه چیز در یک جلسه گفتگوی پس از دعوا حل نشود. مهم است که صبور باشید تا به مرور زمان و با تکرار این گفتگوها به نتیجه برسید.