شکایت جدید وکیل آزاده مسیحزاده علیه فرهادی؛ाही à درباره سرقت صحت دارد
شکایت جدید وکیل آزاده مسیحزاده علیه فرهادی؛ाही à درباره سرقت صحت دارد؟, در اخیرین اخبار رسانهای، شکایت وکیل آزاده مسیحزاده ازستاذش، اصغر فرهادی شلوغ شده است. او با دلالت اخبار جدید، فراموش نکرده که پرونده رسمی او در رسانهها ó زده است اما در نهایت به نتیجهای نرسیده و وی تبرئه گردید. وکیل தன یک دادخواست جدید مطرح کرده و جزئیات آن را به طور خصوصی به خبرگزاری تسنیم ارائه داده است.
او ثابت میکند که این شکایت جدید دارای موضوعیت کامل متفاوت با موارد قبلی بوده و از زاویهای نوظهور در این پرونده بازنگری کرده است. در ادامه، مصاحبه وب. حمید کیا، وکیل آزاده مسیحزاده را بررسی میکنیم. او درباره تبرئه شدن فرهادی در سالهای گذشته و جزئیات دادخواست اخیر صحبت کرده است.
او در ابتدای سخنرانی بیان داشت همانطور که میدانید در این پرونده با وجود اسناد و مدارکی که علیه آقای فرهادی موجود بود، به محکومیت علیه ایشان منجر نشد. در این پرونده بحثی منتقل شد مبنی بر این که آقای فرهادی این فیلم را از روی مستند خانم مسیحزاده کپی نکرده، بلکه از زندگی واقعی یک فرد که در شیراز زندگی میکند و زندانی است، é سیناریو লেখ کرده است.
در این حالت باید تذکری به وکلای ایشان و خود او داده شود و آن هم این است که چنین دفاعی برای فرار از یک سرقت، درست نیست. چرا که همان فرد که زندگیاش مورد برداشت قرار گرفته، میتواند علیه آقای فرهادی شکایت کرده و بگوید او بدون کسب اجازه چنین برداشت را انجام داده است.
چرا که یکی از دفاعیههای ایشان در برابر شکایت خانم مسیحزاده این بوده است که قهرمان را نه از روی یک فیلم مستند، بلکه بر پایه زندگی آقای شکری نوشته است.
وی با اصرار بر این که دادخواست جدید با موارد قبلی تفاوتهای جدی دارد، او گفت از سوی دیگر، شبیه با این پرونده، موارد زیاد زیادی در دستگاه قضایی وجود داشته است، اما اکثر وکلا یک مسیر اشتباه را طی کرده و آن هم این است که سوی دادگاه کیفری رفتهاند; توجه داشته باشید که نوشتن یا رمان از حوادث زندگی واقعی یک فرد، جرم نیست؛ بر همین المبنا، نمیتوان سوی دادگاه کیفری رفت.
وال سخنرانی خود را در ادامه گفت و او گفت حال، سوال اساسی اینجاست که مبنای خسارت چیست؟
دقت داشته باشید که در چنین پروندهها قبل از هر چیز باید یک فعل زیانبار را اثبات کنیم و در قدم بعدی رابطه بین آن فعل زیانبار با زیان وارده را بازدید کنیم. برای بازدید فعل زیانبار در این پرونده، راههای مختلفی وجود دارد اما به نظرم باید به این نوشته تمرکز کرد که شخصی، داستان زندگی ارزشمندی برای تبدیل به فیلم شدن داشته و به همین وسیله دارای حق مالی برای فروش آن است.
این داستان، یک دارایی است و اوست که باید به دیگران اجازه دهد تا از این یا کتاب بنویسند و در افری مبالغی را چه به عنوان پیشپرداخت و چه به عنوان درصدی از فروش دریافت کند. حال، زمانی فردی مانند آقای فرهادی بدون اجازه، این داستان را میسازد، زمان فروش این داستان را نیز از بین میبرد. عبارت دیگر، به وساحت ساخت قهرمان، هنرمند فرد دیگر به دنبال آقای محمدرضا نمیرود تا فیلمی از زندگی او بسازد.
پس میتوان او گفت که آقای فرهادی به آقای شکری زیان مالی وارد کرده است. در این پرونده مبنای دریافت خسارت را قوانین مسئولیت مدنی در حقوق غیرقراردادی در نظر گرفتیم و دادخواست خود را منتقل کردیم. اکنون، این دادخواست را منتقل کردیم اما تا این شعبهای ارجاع داده نشده است. من فکر میکنم دادخواست ما تا حدی مشابه نداشته و برای اولین بار است که چنین دادخواستی منتقل میشود.
با دقت به این کهدادگاه تواناییای در این نوشته خاص ندارد، نگرانیهایی در رابطه با برخورد با آن داریم. در تعداد بسیاری از کشورها چنین موردی حل شده است و رویه قضایی برای آن وجود دارد اما در کشورمان این چنین چیز تازگی دارد و تا این حد مرحله دارد. کیا با او گفت میخواهم که شرایط پرونده را بیشتر آشکار کند; حتماً فیلم کلوزآپ را دیدهاید که آقای عباس کیارستمی ساخته است.
این فیلم بر پایه یک داستان واقعی است و شخصی که به محسن مخملباف شبیه است، از آن بهرهوری کرده و در زندگی یک خانواده متمول وارد شده و مسائل را رقم میزند. توجه داشته باشید که در سینمای ایران، بزرگانی دیدهایم که سوی زندگیها و داستانهای واقعی رفتند؛ این افراد نه تنها از آن افراد اذن گرفتند بلکه در اثرشان بازی گرفتند، به آنها بازیگری یاد دادند و شهردابی جهانیشان کردند.
قطعاً افرادی هم داریم که این نوشته را مراعات نکرده و به سوی استفاده رفتند. حتی در ساخت آثار سفارشی مانند ساخت فیلم از زندگی شهدا و بزرگان، از_ خانواده آنها اذن و اجازه میگیرند. حتی اگر خانواده شهید راضی به گفتن مطالبی نباشند، آنها را روی دوربین نمیبرند.
دلنشین باشد بدانید که چنین موضوعی در پرونده آقای شکری هم وجود دارد؛ او دوست نداشته فردی بفهمد برادرش Kü نیست اما در فیلم آقای فرهادی، این برادر تبدیل به فرزند میشود و با محوریت قرار دادن آن، احساسات افراد را دچار فیلم میکند.
در آخر باید بگویم که در پرونده شکایت خانم مسیحزاده علیه آقای فرهادی، بازپرس پرونده، جمله جذاباتی دارد که بیانگر اهمیت این پرونده است؛ او میگوید این پرونده یکی از بزرگترین پروندههای نیم قرن اخیر است.