ورزشی

پارادوکس سکوهای ورزشگاه: حضور خانوادگی در بازی مداحان و ممنوعیت برای مردم عادی

پارادوکس سکوهای ورزشگاه حضور خانوادگی در بازی مداحان و ممنوعیت برای مردم عادی, روز جمعه، ورزشگاه سهند واقع در خزانه بخارایی میزبان مسابقه فوتبالی شد که جنبههای متفاوتی داشت. این رویداد که درآمد آن به نفع مردم فلسطین و لبنان اختصاص یافته بود، میان تیمی از اصحاب رسانه نزدیک به جریان خاص و گروهی از مداحان برگزار گردید.

نکته بارز و قابل تأمل در این دیدار، حضور تماشاگران زن و مرد به صورت خانوادگی و بدون تفکیک سکوها بود؛ امری که در مسابقات رسمی فوتبال ایران همچنان چالشبرانگیز است. تصویر متفاوتی از سکوهای ورزشگاه تماشاگران در فضای دلنشینی، در کنار اعضای خانواده خود گرفتند و به تشویق تیمهای مورد علاقه پرداختند. ویدئوهای منتشر شده از این لحظات، در برخی رسانهها با تأکید و شادمانی بازتاب یافت.

نیز نشان میدهد که برگزاری چنین رویدادی با سکوهای مختلط، نیازی به زیرساختهای خاص و پیچیده ندارد و میتواند به سادگی محقق گردد.

دو معیار، یک قانون؟ سوال اصلی اینجاست که چرا برای مسابقهای که یکی از طرفین آن مداحان هستند، ورود زنان و حضور خانوادگی مانعی ندارد، اما برای بقیه مردم عادی در مسابقات رسمی، این موضوع همچنان به عنوان یک عیب بزرگ تلقی میشود که نیازمند بهبود زیرساختها و برنامهریزیهای طولانیمدت توصیف میشود؟

اگرچه مقایسه یک مسابقه دوستانه با لیگهای حرفهای ممکن است بهانهساز باشد، اما سابقه نشان میدهد که حتی در رویدادهای کوچکتر و کماهمیتتری نیز از ورود زنان به استادیومها جلوگیری شده است. تاریخچه تضادها در ورزشگاه آزادی این موضوع مختص یک ورزشگاه کوچک نیست.

پیش از این در ورزشگاه آزادی نیز در مناسبتهای غیرورزشی، زنان و مردان بدون مانع کنار هم نشستهاند، اما به محض برگزاری مسابقه فوتبال، ناگهان نگرانیهایی درباره زیرساختها، سرویسهای بهداشتی و ورودیهای مجزا پیش رو میآید. این دوگانگی رفتار، تنها قابل تفسیر در چارچوب تفکیک خودی و غیرخودی است که نه به وفاق ملی، بلکه به دوقطبیسازی جامعه منجر میشود.

مثالهای فراموششده مادران و مسابقات کاراته یکی از موارد تلخ و فراموششده، ممانعت از ورود مادران برای تماشای مسابقات کاراته فرزندان خردسالشان در سالنهای ورزشی بوده است. این رویدادها نشان میدهد که محدودیتها فراتر از مسابقات فوتبال مردانه و به بهانههای مختلف، شامل تمام حوزههای ورزش زنان و خانوادهها میشود. بنابراین، استناد به بازی مداحان به عنوان یک استثناء، نمیتواند الگوی کلی را توجیه کند.

چرا این محدودیت شامل یک قشر خاص نمیشود و چرا از این برنامهها به عنوان الگو برداری نمیشود؟ دستورالعملها و فشارهای بینالمللی در گذشته، مسئولان با استناد به دستورالعمل کلی از ورود زنان به ورزشگاههای فوتبال در زمان مسابقات مردانه خودداری میکردند. اگرچه در یک دو سال اخیر تحت فشار فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا، شرایط به حد ما بهبود یافته، اما اجرا به صورت ناقص و محدود باقی مانده است.

تعداد کمی از زنان تنها در بدترین و دورترین جایگاهها میگیرند و همچنان تعدادی از شهرها به طور کامل از ورود زنان خودداری میکنند. موقف پزشکیان از نقد به اجرا ماسد پزشکیان، در دوران نمایندگی مجلس، به شدت از جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاهها انتقاد کرده و آن را رفتاری نادرست و با هیچ منطقی سازگار خوانده بود.

ایشان تأکید داشتند که مانع حضور زنان در استادیومها، عناد در رویارویی و ذهن بسته عدهای است که میخواهند تفکر خود را بر جامعه تحمیل کنند. اکنون که ایشان به عنوان رئیسجمهور در راس امور قرار دارند، انتظار میرود که این سخنان به عمل تبدیل شده و موانع بیاساس برچیده گردد.

پرسش نهایی این است که آیا دولت یازدهم قادر خواهد بود فاصله بین سکوهای خودی و سکوهای عمومی را از بین برده و حضور خانوادگی را به عنوان یک حق شهروندی برای همه محقق سازد، یا این دوگانگی همچنان ادامه خواهد یافت؟